تبليغاتX
همپای صاعقه

همپای صاعقه

...چون صاعقه در غیبت خورشید آمد

استقبال از حاج احمد متوسلیان

1-امروز روز پدر بود اما دیروز روز اسارت یک پدر بود که هنوز آزاد نشده

پدری که فرزند واقعی نداشت ولی همه بچه بسیجی‌های سال 61 لشگر 27 فرزندانش بودند و آنقدر دوستش داشتند که در عملیان رمضان به خیلی از بچه ها نگفته بودند که حاج احمد اسیر شده، چند تا فیلم از عملیات‌های قبلی نشون می‌دادند و می‌گفتند حاجی در حال جنگ در جبهه دیگری است چون بچه ها طاقت اسارت حاجی را نداشتند.

این روزها وقتی کار همت تو عملیات رمضان گره می‌خورد همش به یاد حاجی بود و شاید تو رویا حاجی را می‌دید چون همه انتظارشون از همت این بود: "همت یاد احمد را زنده کن"

فکر همت هم در لحظات حساس همین بود: "اگر حاج احمد بود چه می کرد؟"

2-پارسال همین ایام بود که حزب الله لبنان در حال مبادله اسرا با اسرائیل بود و اسرایی که کسی فکر آزادیشون را هم نمی‌کرد مثل سمیر قنطار، آزاد شدند همین مسئله باعث شده بود جوی بوجود بیاید که همه فکر کنند احتمال آزادی اسرای ایرانی هم وجود دارد و با توجه به اینکه حزب الله هم در مذاکرات به این موضوع اشاره کرده بود و این اخبار بعضا از صدا وسیما هم پخش می‌شد باعث اشتباه بنده خدایی شده بود که خاطره‌اش را نقل می‌کنم:

تیر ماه پارسال بود که همایش خورشید دوکوهه، بزرگداشت حاج احمد متوسلیان برگزار شد بنر مراسم را جلوی درب دانشگاه زده بودند که عکس بزرگی از حاج احمد داشت. یکبار در حال ورود به دانشگاه شنیدم که یکی از کارمندان داشگاه با دیدن عکس به همکارش گفت: "خانواده این بنده خدا چقدر سختی کشیده پس کی آزاد میشه؟"

همکارش گفت: "مگه نشنیدی آزاد شده قراره بیاد ایران این برنامه هم برای اینه که ازش استقبال کنند"

چه اشتباه شیرینی، کاش واقعیت داشت!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 تیر1388ساعت 21:50  توسط عباس دانش طلب  | 

مهندس موسوی را چه شده است؟

این روزها پرسشی ذهن اکثر دوستداران انقلاب را به خود معطوف کرده است "مهندس موسوی را چه شده است؟"  مهندس موسوی نخست وزیر انقلابی دوران جنگ که در برابر لیبرالها می ایستاد. نخست وزیر مقام معظم رهبری که سخنرانی‌های پر شور در جمع رزمندگان جنگ ایراد می کرد. نخست وزیر دوران امام که از حمایت امام برخوردار بود و پاسدارها در جبهه ها به نخست وزیری او دلگرم بودند.

چه شده که حالا اجماعی از سران استکبار و لیبرالیسم نظیر آمریکا و اروپا و لیبرال های وطنی مانند نهضت آزادی و کارگزاران و مشارکت و سازمان مجاهدین تا به اصطلاح سوسیالیتها و چپی های خلقی نظیر مجاهدین خلق و فدائیان خلق بر وی شکل گرفته است؟

چه اتفاقاتی افتاده که اخیرا همه رسانه های بیگانه وی را یگانه منجی ایران می خوانند؟

مگر همه نمی‌گفتند موسوی با اصلاح طلبان متفاوت است و اصلا خیلی از خود اصلاح طلبان وی را از خود نمی دانستند؟ مگر نمی‌گفتند که موسوی مانند خاتمی نیست و اهل تساهل و تسامح بی جا در حوزه فرهنگ نیست؟مگر نمی‌گفتند سیاست خارجی او مانند اصولگرایان است و به سیاست خارجی عزتمند و فعال معتقد است؟مگر خود موسوی نگفته بود که من اصلاح طلبی هستم که دائم به اصول رجوع می‌کنم؟ مگر نمی‌گفتند که حساب او از حامیانش جداست و جلوی ساختار شکنی برخی اصلاح طلبان را هم خواهد گرفت؟

پس چه شد که عملا پس از اعلام کاندیداتوری همه رفتار و کردار بد و دشمن شادکن اصلاح طلبان را تکرار کرد، ابتدا با تخریب دولت و زیر سوال بردن همه دستاورد های آن شروع کرد و پس از مدتی به توهین و تهمت به احمدی نژاد روی آورد و همه این کارها را با چاشنی شانتاژ و دروغ انجام داد و اینها دقیقا همان کارهایی بود که چهار سال تمام اصلاح طلبان علیه دولت به کار بردند.اما ماجرا به همین جا نیز ختم نشد و جناب موسوی پس از شکست در انتخابات عملا در مقابل نظام قرار گرفت و بزرگترین ساختار شکنی اصلاح طلبان که همان شورشهای خیابانی علیه نظام در واقعه 18 تیر 78 بود را نیز دوباره تکرار کرد و عملا براندازی نرم جمهوری اسلامی در قالب انقلاب‌های مخملی را کلید زد.

جواب اینجاست که اصولا همه سخنان و تحلیل ها راجع به ایشان اشتباه بود و ایشان ماهیتا با دوستان اصلاح طلب خود تفاوتی ندارد. شاهد اینجاست که ایشان در دهه 60 همراه با اصلاح طلبان امروز که اتفاقا  اطرافیان و وزرای ایشان در آن زمان بودند (افرادی مانند بهزاد نبوی، محمد سلامتی و... که سران سازمان مجاهدین انقلاب هستند) در جبهه ای قرار می گرفتند که چپ نامیده می‌شد و جناح چپ آن زمان انقلابی ترین جناح سیاسی کشور شناخته می‌شد.اما با گذشت زمان، زمانه عوض شد و چپهای انقلابی دیروز به اصلاح طلبان آمریکا دوست لیبرال منش امروز تبدیل شدند و به تدریج افکارشان به گروهکهای اپوزیسیونی مانند نهضت آزادی نزدیک شد، پس با آنها روابط تشکیلاتی نیز برقرار کردند و در ساختارشکنی‌ها و در مقابل نظام قرار گرفتن‌ها با آنها شریک شدند. اما در این میان چون مهندس موسوی 20 سال ساکت بود و در عرصه سیاست حضور پیدا نمی‌کرد همگان تصورمی کردند که او همان نخست وزیر دوران جنگ است، غافل از اینکه همانطور که اطرافیان انقلابی ایشان چریک‌های پشیمان لقب گرفتند خود وی نیز از این تغییر و تحول در امان نبوده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 تیر1388ساعت 1:44  توسط عباس دانش طلب  | 

مافیای سیگار

محدوده دم حضرات؟

در این مقال قصد داریم به نیشگونهایی که احمدی نژاد از مافیای قدرت و ثروت گرفته بپردازیم و محدوده هایی را که متعلق به دم ایشان است و دکتر سهوا پا روی آنها گذاشته را مشخص کنیم تا دیگر کسی پا روی دم آنها نگذارد و در ادامه نیز به تخریبهای ناجوانمردانه ای که به جیغ های بنفشی که از سوی ایشان کشیده شده است می ماند خواهیم پرداخت.

نیشگون:87/1/28 دور دوم سفرهای استانی در اجتماع مردم قم

رئیس جمهور با اشاره به برخی انحصارات و امتیازات ویژه که در اختیار باندهای مافیایی قرار دارد به ارائه یک نمونه از این باندها اشاره کرد:

"الان دو شبكه موازي با هم ، هماهنگ با هم و هدايت شده از يك مركز، دست اندركار وارد كردن سيگار به داخل كشور ما هستند. همان كساني كه سيگار وارد مي‌كنند دو شبكه درست كرده اند. يك شبكه رسمي كه از گمركات وارد مي‌ كنند و يك شبكه غير رسمي كه با طراحي و حتي با درگيري با نيروي انتظامي به صورت قاچاق سيگار وارد كشور مي نمايند.خود اينها يك شبكه گسترده اند.  

همچنين در كشور آدم‌هايي هستند كه براي اينها كارچاق كني مي‌كنند. مثلا كسي هست كه اگر من اشاره كنم شما مي‌شناسيد.دخانيات ما براي اينكه اين شبكه را به هم بزند، گفته است كه امتيازات واردات سيگار به جاي اينكه دست يك نفر باشد، آزاد مي‌گذاريم . هر كس مي‌خواهد طبق مقررات و ضوابط بهداشتي و عوارض گمركي سيگار وارد كند. اما كس ديگري هم آمده كه حالا آدم به ظاهر سالمي است ، گفته است من بدون قاچاق و تقلب و رشوه مي خواهم سيگار وارد كنم.

آقايي كه هنوز هم در يكي از مراكز است و زياد هم مصاحبه مي‌كند و ادعاهاي خيلي بزرگ مي‌كند و تحليل‌هاي عجيب و غريب مي نمايد، اين آقا را صدا زده و گفته تو مي‌خواهي سيگار وارد كني. گفته بله. گفته است "پنج ميليارد" بايد بدهي به فلان آقا. گفته است براي چي بايد بدهم؟ گفته مگر نمي‌خواهي سيگار وارد كني؟ گفته بله ، مي‌خواهم وارد كنم و عوارض قانوني را هم مي‌پردازم و سيگار مورد قبول وزارت بهداشت را وارد مي‌كنم .گفته است نخير، نمي‌شود. تا تو اين پول را ندهي، امكان ندارد بتواني سيگار وارد كني.اين فرد هم نپرداخته است.

رييس دخانيات پيش من آمد و گفت فلان آقا مرا صدا كرده و گفته چرا مي‌خواهي به اين فرد مجوز وارد كردن سيگار بدهي؟تو حق نداري به اين فرد مجوز ورود سيگار بدهي؛ والا با تو برخورد مي‌كنيم!؟"

رييس جمهور سپس در واكنش به حاضران كه مي خواستند نام اين آقا مشخص شود، گفت: "مشخصات اين فرد را گفتم متوجه مي‌شويد. ببينيد صدا فردا از كجا در مي آيد، همان جاست."

جیغ بنفش:2/2/87 صدا از سایت تابناک در آمد!

سایت تابناک با درج مقاله ای با عنوان "سرنوشت اتهامات تازه رئيس‌جمهور" با تحریف سخنان رئیس جمهور در این زمینه تشکیک کرد. تابناکیها با تبدیل "پنج میلیارد" به "پنج میلیارد دلار" و ارائه برخی آمار مدعی شدند که این مبلغ "پنج میلیارد دلاری" به اندازه 50 برابر سود سالیانه ناشی از واردات دخانیات است:

"با توجه به قيمت فروش سيگار خارجي در داخل و كسر هزينه‌هاي توزيع و حقوق گمركي، از مجموع 360 ميليون دلار واردات سيگار، حداكثر به درآمدي حدود صد ميليارد تومان در سال دسترسي پيدا مي‌كند كه با اين حساب، "پنج ميليارد دلار" باج طلب‌شده توسط اين فرد، برابر با پنجاه سال درآمد اوست!"سایت تابناک 2/2/87

لازم به ذکر است که سایت تابناک متعلق به شخصی است که دقیقا دارای سوابقی است که رئیس جمهور ذکر کرده:"آقايي كه هنوز هم در يكي از مراكز است و زياد هم مصاحبه مي‌كند و ادعاهاي خيلي بزرگ مي‌كند و تحليل‌هاي عجيب و غريب مي نمايد"

«آمریکا حداکثر تا دوماه دیگر به ایران حمله می کند»

مجری با تعجب می گوید: آقای رضایی دوماه دیگر شما را می آوریم همینجا! شما مطمئنید؟!

محسن رضایی صدایش را صاف می کند و با ابروانی که بالا آمده می گوید: بله!

برنامه گفت و گوی ویژه تمام شده است اما هنوز در مقابل تلویزیون خشکم زده است....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اردیبهشت1388ساعت 21:56  توسط عباس دانش طلب  | 

مردی چنین میانه میدانم آرزوست

مردی چنین میانه میدانم آرزوست


هيئت همراه نگران بود، همين چند لحظه پيش جرج بوش وارد شده بود او و هيئت همراه و محافظانش همه نگاه ها را به سمت خود معطوف كرده بودند و محافظانش با روساي كشورهايي كه قصد گفتگو با رئيس جمهور آمريكا را داشتند همانند خبرنگاران سمجي رفتار مي كردند كه در مسائل خانوادگي شخصيت ها سرك مي كشند. هيئت همراه نگران بود، اگر استقبال در خوري از رئيس جمهور صورت نمي گرفت، آن هم پس از آن همه جوسازي داخلي و خارجي عليه شركت در مجمع عمومي سازمان ملل چه اتفاقي مي افتاد ؟ اما احمدي ن‍‍‍‍زاد مطمئن بود. با مشاهده روحيه ي پايين هيئت همراه به آنها نهيب زد و با آرامش خاطري كه داشت آنان را آرام كرد و اينچنين بود كه وقتي نوبت به هيئت ايرانی رسيد، به فضل الهي استقبال از رئيس جمهور ايران حتي بيش از هيئت آمريكايي بود.

سالها بود كه گوشه اي از عالم را نماد آزادي بيان مي پنداشتند همانجا كه با يك مجسمه، آزادگي را  به بند كشيده بودند، اما قدرت تبليغات به واقع چنان بود كه ما هم در اين سمت كره خاكي كم كم باورمان شده بود كه آنجا مهد آزادي است، چرا كه بر ما نيز مردماني حكومت مي كردند كه شيفته و واله ، همان مجسمه آزادي بودند.

اما زمان آبستن حوادثي است كه حتي پدر حوادث يعني بشر، نه توان پيش بيني آن را دارد و نه احتمالي برا ي وقوع آن قائل است.

زماني كه دستگاه استكباري غرب هر روزه ايران را به نقض حقوق بشر متهم مي كرد يك روز از بستن مطبوعات مخالف سخن مي گفت، روز ديگر زنداني كردن مخالفین را بر سر ما می کوبید و فریاد واقلمهای شکسته سر می داد که البته این شعار ها توسط پسمانده های داخلی آنها نیز تکرار می شد، زمانی که دلسوزان ایران اسلامی هر چه بیشتر به انزوا می رفتند و خود ما نیز فقط از موضع انفعال به پاسخگویی به شبهات غرب می پرداختیم، کسی فکر نمی کرد روزی برسد که جمهوری اسلامی پرده از اسرار تاریکخانه هولوکاست بردارد و جنایت های عظیمی را که غرب در لوای هولوکاست می کرد را آشکار نماید و کار به آنجا برسد که غرب در پاسخ به این دو سوال رییس جمهور ایران ناتوان بماند که" اگر هولوکاست در اروپا اتفاقافتاده چرا مردم فلسطین باید تاوان ان را بپردازند؟" و" اگر هولوکاست یک واقعیت تاریخی است چرا نمی گذارید در مورد آن تحقیق شود و قلم محققینی نظیر پروفسور فوریسون و روژه گارودی را می شکنید؟"

برای من، جوان ایرانی ، فرزند اسلام و انقلاب که وقتی چشم باز کرده بودم از استعمار شنیده بودم و اشغال کشورم توسط بیگانه که چگونه با تزویر قطعه هایی از خاک ما را جدا کرده اند و با کمک حکام دست نشانده، دلواری ها و میرمهنایی ها را که به مقابله با بیگانه برخاسته بودند سرکوب کردند، همیشه آرزو بوده است که رئیس جمهورم از بیگانه ترس به دل راه ندهد و برای من اسوه بیگانه ستیزی باشد نه اینکه در کاخ سعد آباد دستاوردهای علمی جوانان این مرزو بوم را جلوی پای بیگانه ذبح کند.

دکتر حسن عباسی در مورد امام خمینی(ره) می گفت:"آن پیرمرد سیاست باز نبود و پشیزی برای قدرت ارزش قائل نبود، وقتی می گفت "استکبار جهانی" با لغات بازی نمی کرد بلکه حقیقتی را بیان می نمود که با وجود الهی خویش درک کرده بود."


+ نوشته شده در  دوشنبه 31 فروردین1388ساعت 16:28  توسط عباس دانش طلب  | 

آغاز

با زمزمه بلند توحید آمد

بالای سر شهید جاوید آمد

از زخم عمیق خویش سر زد زینب

چون صاعقه در غیبت خورشید آمد

                                          (سلمان هراتی)

 

مدتی بود که قصد داشتم وبنویسی را شروع کنم ولی هر بار به دلیلی منصرف میشدم.

اما اینبار به این نتیجه رسیدم که باید کاری زینبی کرد و اگر نه یزیدی خواهیم بود.  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 بهمن1387ساعت 11:42  توسط عباس دانش طلب